____[Stirring Ashes]____
تـکـاپـوی خـاکـسـتـر¹¹
بل ویو:
خیلی عجیب بود
خیلییی
اون مرد ازم عذرخواهی کرد
اما چرا؟
واقعا عاشقم شده؟
نه بابا امکان نداره کی اینجوری عاشق میشه؟
فکر کنم دیوونه بود
یا شایدم مست بوده
آره
مست بوده
ولی آدم مست میتونه شکار کنه؟
بعدش اون چیزی گفت که کل وجودمو به لرزه در آورد:
+ اما بدون همیشه، هر جا بری دنبالتم و هیچوقت، هیچوقت یادت نره...
یادت نره که مال منی..
منظورش چی بود؟
یعنی چی؟
من تازه از دست اون پدر عوضیم فرار کردم بعد بشم مال تو؟
آره، فکر کنم واقعا دیوونه بود..
بدون هیچ حرفی بلند شد و رفت
ولی چرا اسبش رو نبرد؟
یعنی برای من گذاشته؟
عمرا
خدایا دارم دیوونه میشم این چشههه؟
اههههههه، کلا یادم رفتتتت از بس چرت و پرت گفت
اون عوضی اولین بوسه منو دزدیددددد
خیلی سریع دور شد
انگار سریع تر از اسب حرکت میکرد
مرتیکه روانی
نکنه روح بود؟
نه بابا کور که نیستم خودم دیدمش
( حال میکنین نویسندهتون اختلالات روانی داره؟😂)
اون رفت...
بدون هیچ حرف دیگهای
و همینطور اسبش رو برای من گذاشت..
اینقدر خسته بودم که حین فکر کردن چشمام گرم شد و به عالم بی خبری رفتم( منم باید بخوابمم ولی کاش اینقدر زود چشمام گرم میشدددد)
#رمان #فیک #تکاپوی_خاکستر #بل #جونگکوک #Stirring_Ashes
بل ویو:
خیلی عجیب بود
خیلییی
اون مرد ازم عذرخواهی کرد
اما چرا؟
واقعا عاشقم شده؟
نه بابا امکان نداره کی اینجوری عاشق میشه؟
فکر کنم دیوونه بود
یا شایدم مست بوده
آره
مست بوده
ولی آدم مست میتونه شکار کنه؟
بعدش اون چیزی گفت که کل وجودمو به لرزه در آورد:
+ اما بدون همیشه، هر جا بری دنبالتم و هیچوقت، هیچوقت یادت نره...
یادت نره که مال منی..
منظورش چی بود؟
یعنی چی؟
من تازه از دست اون پدر عوضیم فرار کردم بعد بشم مال تو؟
آره، فکر کنم واقعا دیوونه بود..
بدون هیچ حرفی بلند شد و رفت
ولی چرا اسبش رو نبرد؟
یعنی برای من گذاشته؟
عمرا
خدایا دارم دیوونه میشم این چشههه؟
اههههههه، کلا یادم رفتتتت از بس چرت و پرت گفت
اون عوضی اولین بوسه منو دزدیددددد
خیلی سریع دور شد
انگار سریع تر از اسب حرکت میکرد
مرتیکه روانی
نکنه روح بود؟
نه بابا کور که نیستم خودم دیدمش
( حال میکنین نویسندهتون اختلالات روانی داره؟😂)
اون رفت...
بدون هیچ حرف دیگهای
و همینطور اسبش رو برای من گذاشت..
اینقدر خسته بودم که حین فکر کردن چشمام گرم شد و به عالم بی خبری رفتم( منم باید بخوابمم ولی کاش اینقدر زود چشمام گرم میشدددد)
#رمان #فیک #تکاپوی_خاکستر #بل #جونگکوک #Stirring_Ashes
- ۶.۲k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط